در شهر بی خورشید
بچگی های
مچاله شده ام را
میان چکمه های گلی پر آب
خیس می کنند
می دانم!
مچاله که باز شود
دوباره لیز خواهم خورد
دوباره بزرگ خواهم شد!!
نازنین کیانفر
EVERY YEAR IS GETTING SHORTER NEVER
SEEM TO FIND THE TIME
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 6:40 توسط nazan!ne kianfar
در اسارت باورهای بی قرار دلهره های پررنگی هست که تمام روزنه های وجودت را میان توری های فلزی گیج به سلابه می کشند! چشم هایت را باز کن خورشید آفریدنی است!! نازنین کیانفر Icy wind of night... be gone... this is not your domain
پ.ن: شب از نیمه گذشته و جاده در تراکم خواب های شیرین هنوز بیدار است ...
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 11:38 توسط nazan!ne kianfar
تنهایی که بالا می کشد/ تو می مانی/ پیله ای تاریک و دست هایی که در آرزوی پروانه شدن / سوسوی هر ستاره ای را نوید بخش فردایی روشن می دانند / غافل از اینکه / چراغ های بیرون پیله/ سراب ستاره های مرده ایست که / روشنی چشم هایت را / به سخره گرفته اند / از پیله بیرون بیا! / چشم هایم برای دیدن / به دست هایت محتاج شده اند!! نازنین کیانفر morning to birth is born into shadow پ.ن: بارون ریز ریز به شیشه می زنه و من از پشت پرده های سفید ستاره می شمرم!
+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 5:24 توسط nazan!ne kianfar
" چه تنگنای سختی است! یک انسان یا باید بماند یا برود. و این هر دو اکنون برایم از معنی تهی شده است. و دریغ که راه سومی هم نیست!" آرام بگیر شب! آرام بگیر روز! آرامتر برو زمان! به من بگو بی قرار رسیدن به کدامین خط پایانی که این گونه سراسیمه به هر سو می دوی تا در جام گذشته سرریز شوی!؟ مگر تو می دانی پایان زمان همیشه کجاست!؟ به من بگو آن هنگام که پدر رانده شد مادر مرا در ابتلای کدامین بودن آبستن شد که من اینگونه بی قرار رفتنم!؟ نگاه کن! من حجم خاطراتم از توان شانه هایم بالا تر رفته است! نگاه کن! من دیگر آن دخترک نه ساله نیستم که وقتی معلم جواب سوال های مکررم را راجب پایان زمان همیشه نداد یک هفته به مدرسه نرود! ببین ! می خواهم جواب سوال هایم را از لابه لای سوال های بی ربط همکلاسی هایم پیدا کنم! اما انگار اینجا سالهاست که میز و نیمکت های شکسته مان در انبوه معلم هایی که فقط کتابهایشان را از بر می خوانند گرد و غبار دانش آموزان غایب می خورد! کاش می دانستم خدا آن دوردست ها ما را چگونه به انتظار نشسته است!؟.... نازنین کیانفر and you run and you run to catch up with the sun but its sinking and racing around to came up behind you again the sun is the same in the relative way but youre older
+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10:11 توسط nazan!ne kianfar
| ||||||